دبیر کل جبهه همبستگی ملی نیروهای انقلاب اسلامی:

با عینک سیاسی نمی توان شهر را اداره کرد/شهرداری تهران به مدیران وارداتی نیاز ندارد

با عینک سیاسی نمی توان شهر را اداره کرد/شهرداری تهران به مدیران وارداتی نیاز ندارد
هر چند از منظر شکلی جبهه همبستگی ملی نیروهای انقلاب اسلامی تفاوتی با مجموعه تشکل های سیاسی و احزاب نداشته باشد، اما به جهت ماهوی رویکرد این مجموعه تفاوت هایی با سایر تشکل ها دارد.

نام این تشکل بر اساس مطالعات  گسترده انتخاب شده است و اساسا به این نکته بسیار توجه داریم که کشور و جامعه ما به هم پیوسته است و نمی توانیم از هویت دینی و انقلابی و ملی خودمان را عبور کنیم. تلاش داریم روی همبستگی ملی کار کنیم و برنامه ریزی کنیم. تلاش کنیم برای اینکه این همبستگی را روز به روز توسعه دهیم به عنوان اصلی ترین سرمایه کشور که می تواند حافظ تمامی منافع ملی و داخلی و خارجی ما باشد، کار کنیم.

تجربه 40 سال اخیر نشان می دهد که بعد از تشکیل حزب جمهوری اسلامی عملا تشکیلاتی که در جهت تربیت نیروها در عرصه های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و... سرمایه گذاری کرده باشد، کمتر دیده شده است. مهمترین راهبرد ما کادر سازی و تربیت نیروهای کارآمد است و اعتقاد داریم که در این عرصه خلاء های زیادی در کشور وجود داشته و بسیاری از مشکلات کشور ناشی از این مساله است.

یکی از اهداف همنا تلاش در راستای اعتماد سازی و واگذاری امور به مردم است. اعتقاد داریم یکی از مولفه های مهم سرمایه های اجتماعی، اعتماد مردم و مشارکت مردم در اداره جامعه است. این در حالی است که این دو مساله اکنون به نوعی در جایگاه اصلی خود قرار ندارد.  به اعتماد مردم و مداخله و مشارکت آنها در اداره جامعه اعتقاد داریم و به عنوان یک هدف مهم به آن نگاه می کنیم.

یکی از اهداف میان مدتی که جبهه همبستگی ملی نیروهای انقلاب اسلامی در موضوع مدیریت شهری دارد، تلاش برای شکل گیری شورای شهر کار و خدمت است. شورای شهر باید یک شورای غیر سیاسی باشد. شورا به هر میزانی که به مسائل سیاسی به مفهوم جناحی ورود پیدا کند، از وظایف و تکالیف خود دور می شود، لذا شورای شهرها را شورای خدمت به مردم می دانیم .

به نوعی صاحبان انقلاب و کشور مردم هستند. در تشکیلات این مجموعه به دنبال یک مجموعه فراگیر و فعال در عرصه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستیم. معتقدیم این سه موضوع باید با هم پیش برود به دنبال ایجاد یک تشکیلات صرفا سیاسی نیستیم. دنبال سیاسی کاری نیز نیستیم. اگر کار تشکیلات در عرصه های فرهنگی و اجتماعی به خوبی پیش برود در عرصه سیاسی نیز آورده هایی به همراه خواهد داشت. این نکته مهمی است که یک تشکیلات بتواند در هر سه حوزه فرهنگی، اجتماعی و سیاسی برنامه داشته باشد.

به اخلاق مداری را اعتقاد داریم. یکی از بزرگترین چالش های ما در عرص سیاسی کشور فاصله گرفتن از اخلاقیات است و اخلاق مداری برای یک تشکیلات می توان یک سرمایه بسیار ارزنده ای باشد.

در نظر داریم تا تصمیماتی که اتخاذ می شود علمی و برنامه محور باشد. شفافیت در عمل و پاسخگو بودن نیز از رویکردهای دیگر این جبهه است. اعتقاد داریم که سوال کردن حق مردم و پاسخگویی وظیفه مسئولان است. هیچ کسی نمی تواند عنوان کند که مردم حق سوال کردن ندارند. هر کسی هر مسئولیتی را در هر مقطعی پذیرفت باید برای همیشه پاسخگوی وظیفه ای باشد که در دوره ای آن را پذیرفته است.

شفافیت در روندهای مالی و اداری نیز برای ما یک اصل است، نه تنها مقابله با فساد و رانت را یک وظیفه می دانیم و هر کسی که در این زمینه فعالیت می کند را حمایت می کنیم، بلکه اعتقاد داریم باید مجاری فساد و رانت را مسدودکرد. تا زمانی که  مجاری رانت خواری وجود دارد، رانت و فساد نیز وجود خواهد داشت.

هر چند بخشی از مبارزه با رانت و فساد برگرداندن اموال و ثروت های باد آورده و نامشروع است اما نکته مهمتر در حوزه مدیریت این است که مجاری رانتخواری را باید در کشور مسدود کنیم.

همنا یک تشکیلات ملی است و نگاهی که به حوزه مدیریت شهری داریم نیز در سطح ملی تعریف می شود. ما هیچ تعارضی را با تشکلات و جریانات سیاسی و  اجتماعی نداریم. امکان دارد که در شیوه ها و رویه ها اختلاف نظر داشته باشیم اما در مبانی خودمان با مجموعه هایی که برای مردم و کشور فعالیت می کند هیچ تعارضی نداریم.

معتقدیم مکانیزم انتخابات برای ریاست جمهوری و انتخاب شورای اسلامی برای شوراها کاربرد ندارد. جنس شوراها اجتماعی است و مکانیزمی که ما در انتخابات سیاسی به کار می بریم نباید در این حوزه استفاده کنیم.

با عینک سیاسی نمی توان برای مدیریت شهری تصمیم گیری کرد. حوزه مدیریت شهری بستر زندگی اجتماعی مردم است و نباید مباحث زندگی مردم و آینده آنها قربانی رفتارهای سیاسی شود. در عین حال اعتقاد داریم که حق تمامی تشکل ها، جریانات و کنشگران سیاسی است که برنامه های خود را در این حوزه عرضه کنند و کسی نمی تواند مانع این مساله شود اما اعتقاد داریم اگر تشکیلات و حزبی به عرصه انتخابات مدیریت شهری ورود کند، با نگاه تخصصی و فنی باید به این حوزه  وارد شود. به عبارت دیگر نگاه این جریانات باید در جهت حل مشکلات مردم حرکت کنند.

بیشترین سرمایه های انسانی و مدیریتی در داخل مدیریت شهری وجود دارد. سرمایه دانش، خرد، تجربه و ظرفیت های لازم در داخل خانواده مدیریت شهری است این در حالی است که افرادی از بیرون برای مدیریت شهری تصمیم گیری می کنند و می خواهند این مجموعه را اداره کنند.

نقش کارمندان، کارکنان و مدیران شهری در حال حاضر مورد بی توجهی قرار گرفته است در حالی که بیشترین شناخت را این افراد از مردم و نیازهای شهر تهران دارند. بنابراین اگر قرار است تشکیلاتی پا به عرصه انتخابات شوراها بگذارد باید لیست اعضای شورا و کاندیدهای سمت شهرداری ها و حتی مدیران ارشد این حوزه را در سطح مناطق از همان ابتدا ارائه دهند. باید مردم بدانند که به  چه تیمی رای می دهند. نباید پس لرزه های ناشی از انتخابات تا سال اول و دوم مدیریت شهری را تحت الشعاع قرار داده و معادلات این حوزه را بر هم بزند.

اعتقاد دارم شهر را باید با رویکرد اجتماعی و فرهنگی اداره کرد. یک زمانی  مطرح کردیم باید رویکرد مدیریت شهری  از یک نهاد خدماتی به یک نهاد اجتماعی تغییر  کند. شهر یک موجود زنده است. مردم در این شهر زندگی می کنند ما نمی توانیم چندین میلیون جمعیت را نادیده بگیریم و پشت درهای بسته  و در یک جلسه 21 نفره برای آنها تصمیم گیری کنیم.

سوال این است که آیا گروه های سیاسی ما توان حل مشکلات شهرها را داشته و مهمتر اینکه برنامه ای برای حل آن در اختیار دارند؟  مسائل مهمی که امروز کلانشهرها با آن روبه رو هستند و به نوعی زندگی مردم را تحت تاثیر خود قرار داده، باعث شده تا تاب آوری شهری را به حداقل ممکن برساند.

به رغم تلاش مدیریت شهری کشور برای استقلال از بودجه های غیر پایدار، اما دراین زمینه مشکلاتی وجود دارد. در کنار آن همچنان مشکلاتی مانند  آلودگی هوا ، محیط زیست، آسیب های اجتماعی، حمل و نقل شهری، بافت فرسوده و بازیافت پسماند و ...  وجوددارد و این ها موضوعاتی است که تمام مردم با آن روبه رو هستند.

سرمایه های اصلی هر سازمان منابع انسانی همان سازمان است. لذا کادر سازی، تعقل در سرمایه های انسانی با تمرکز بر کارکنان دارای دانش، خرد و تخصصی خود یک راهبرد بسیار مهم است که می تواند عملیاتی شود. مشروط بر اینکه شهر توسط متخصصانی اداره شود که به دنبال رفتن به نقطه دیگر نیستند. ارتقای سلامت اداری با همکاری کارکنان و دست اندرکاران باید ایجاد شود.

با به کار گیری مدیران داخلی شهرداری و جلوگیری از ورود مدیران سفارشی و وراداتی موافق هستیم، این در حالی است که آمارها نشان می دهد سهم احزاب و تشکل ها، سهم صاحبان سرمایه در انتصابات شهرداری حدود 70 درصد را به خوداختصاص داده است و کمتر از 10 درصد رزومه، کارنامه و تخصص و دانش و تجربه کارکنان در انتصابات نقش ایفا می کند. این معادله ناعادلانه است. انتصابات در شهرداری باید به صورت افقی و هم عمودی باید باشد

متاسفانه در حال حاضر کسی برای بدنه شهرداری تهران ارزشی قائل نیست. در حالی که اگر پلکان رشد تعریف می شد بهتر می توانیم عمل کنیم. کشف استعداد ها، جانشین پروری و مدیر پروری در شهرداری تهران مهم است اعتقاد داریم در یک دوره 5 ساله می توان 5000 مدیر شایسته را در مدیریت شهری کشور تربیت کرد. اگر این مساله به کل کشور تسری یابد به راحتی می توان نیاز مدیریتی کشور را برای تمام حوزه های مدیریتی  رفع کرد. همچنین باید آئین نامه ها و دستور العمل های مربوط به انتصابات شهرداری ها مورد بازنگری قرار گیرد.

در حوزه فرهنگی و اجتماعی نیز اعتقاد داریم که بایدبرای تحقق یک شهر شاد، بهره مند و زنده تلاش کنیم. سیما و منظر شهری، خط آسمان و ... مهم است. امروز تمام کلانشهرهای کشور دچار شکستگی خط آسمان و آلودگی های ناشی از بی توجهی به این مساله هستند.

باید بدانیم چه مدلی برای مشارکت پذیری مردم  طراحی کرده ایم. اعتقاد دارم در دو بخش مشارکت پذیری و مسئولیت پذیری می توان در حوزه شهرداری ها کار کرد. می توانیم در کل کشور شهرداران نواحی تمامی مناطق شهری را که در بطن جامعه به مردم سپرد و از بین کنشگران فعال مسئولان این بخش انتخاب شوند نهادهای محلی و شورایاری ها به نوعی زبان مردم هستند به همین دلیل می توانیم انتخاب 120 شهردار ناحیه را به آنها واگذار کرد

افتخار می کنم جزو کسانی هستم که پایه گذار مدیریت محلی در تهران است. در حوزه مدیریت محلی در حوزه های فرهنگی و اجتماعی و آموزشی می توانیم  از نخبگان محلی استفاده کنیم و هزینه ها را در این حوزه به 30 درصدکاهش دهیم و بهره برداری را افزایش دهیم به شرط اینکه مدل مشارکت پذیری مردم مشخص باشد.

در حال حاضر مسئولیت پذیری در شهر  در بین مردم کاهش پیدا کرده است. شهر خانه ماست اما امروز وقتی به مخازن زباله، میزان تولید زباله و نازیبایی شهر نگاه می کنیم، می بینیم که مردم احساس تعلق به شهر ندارد. این در حالی است که به راحتی می توان مخازن پسماند را در شهرها به ویژه تهران جمع آوری کرد.

ظرف مدت یک سال می توانیم تمامی این مخازن را در تهران جمع آوری و تفکیک زباله را از مبدا عملیاتی کنیم. مساله ساده ای است اما میزان هزینه ای که  به کشور ورارد می کند زیاد است .

بررسی ها نشان می دهد اکنون 13 میلیون  شغل در کشور وجوددارد، این در حالی است که پیش بینی می شود در حدود 5 میلیون از این مشاغل در دوران پسا کرونا از گردونه  فعالیت خارج می شوند و باید دید برای این مساله چه فکری کرده ایم؟ اساسا در تهرانی که بالغ بر 500 هزار واحد صنفی فعالیت می کنند باید دید که نقش اصناف در اداره شهر تهران چیست؟

آمارها نشان می دهد در حوزه بافت فرسوده شهر تهران 41 درصد از ساکنان در بافت های بحران زا ، 15درصددر ساختمان های فرسوده 2 درصد در پهنه گسلی، 2 درصد نیز در ساختمان های حریم بستر رودخانه ها و 16 درصددر ریزدانه ها زندگی می کنند.سوال این است که آیا نمی توان مشکل بافت فرسوده را حل کرد؟ اعتقاد داریم که کافی است شهرداری نسبت به تملک سرانه های ورزشی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی و خدماتی اقدام کند مردم در احیای بافت فرسوده پیش دم می شوند. اقتصاد شهر پویا می شود.

می توانیم در مسیر توسعه متوازن و متعادل شهر تهران را با رویکرد محله محوری اداره کرد. در حال حاضر  تهران دیگر نیاز به بزرگراه ندارد و  سرمایه گذاری ها می تواند در محلات شهر تهران متمرکز شوند.

اعتقاد داریم تقابل بین مدیریت شهری، دستگاه های اجرایی و دولت ضرر و زیان زیادی به شهر وارد می کند در حالی که می توان دور یک میز مشکلات این شهر را حل کرد اگر مدیریت به دست متخصصان سپرده شود این معضلات قابل حل است. مدیریت شهری باید به شرایطی برگردد که شهر را بدون این مسائل حاشیه ای مدیریت کند. از باند بازی و تقابل بیهوده دولت دوری کند و از همه ظرفیت ها و سلایق و جریان های سیاسی استفاده کند چرا که نمی توان به شهر نگاه یک سویه داشت.

ارسال دیدگاه